۱۳۸۷ فروردین ۲۹, پنجشنبه

Stranger


آنسوی خیابان غریبه چشمانش را آویزان چشمان من کرده است . نگاهش مرا به سرزمینهایی دور و آشنا میبرد . نوای غمناک آوازش چقدر ساده وجودم را تسخیر میکند .

به یکباره او را خود میبینم و به تماشای خویشتن مینشینم . نمیدانم تصویر خویش را میبینم یا آرمانهای پوسیده ام . چقدر تنها وشکسته ایستاده ام ..

آن غریبه کیست که نگاهش را آویزان نگاه من کرده است . ؟



هیچ نظری موجود نیست: