کار دنیا به اینجا کشیده است.
-- گاوها بر روی سیمهای تلگراف مینشینند و شطرنج بازی میکنند .
طوطی در زیر دامن رقاص اسپانیایی ..
مانند شیپور سر فرماندهی , آواز حزین میخواند ...
و توپها از بام تا شام مویه میکنند .
این همان دشت اسطو خودوسی است که جناب شهردار ,..
هنگامی که چشم خود را از دست داد , از آن سخن می گفت .
-- فقط آتش نشانی می تواند کابوس را از اتاق نشیمن بیرون کند ..
اما شیلنگها همه از بین رفته اند .
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر