۱۳۸۷ اردیبهشت ۱۰, سه‌شنبه

The Wall Part 1

دیوار میتونه آلبومی عصیان گر خوانده بشه عصیان در برابر نیستی های پوچی که جامعه در جستجوی اون هاست . من هنوز اعتقاد دارم میشه این آلبوم رو تا چندین دهه دیگه گوش کرد . بحر حال روز به روز دیوارها بلنتر و بلندتر میشند . و فاصله ها بیشتر . شاید صنعتی شدن تا حدودی خوب باشه ولی در امتداد راه خودش دیوارهای بلندی رو در اطراف انسانها میسازه . من توی این پست که در وبلاگ قبلی اون رو درج کرده بودم شاهکارهای آلبوم رو انتخاب کردم و مقداری در موردشون نوشتم . شاید برای دل خودم و یا پر کردن Empty Spaces ........


Mother

Roger Waters

مادر فکر میکنی ااونها روی سرمون بمب میندازند .

مادر فکر میکنی اون ها به این آهنگ علاقه دارند .

مادر فکر میکنی اونها تیله هام رو میخواهند بشکنند .

مامان فکر میکنی من باید برای آقای رویس جمهور بدوم .

باید حرف سیاستمداران رو قبول کنم .

مامان فکر میکنی اون ها من رو بندازند خط مقدم جنگ ؟

آیا اون وقت تلف کردن نیست ؟

David Gilmour

آرام باش . گریه نکن . مامان همه کابوسهات رو به واقعیت تبدیل میکنه .

مامان میخواد همه ترسهاش رو توبی تو خالی کنه .

مامان میخواد تو رو زیر بال و پر خودش بگیره .

نمیذاره پرواز کنی ولی شاید بذاره آواز بخونی .

مامان میخواد فرزندش رو گرم و نرم در آغوش بگیره .

اووووه کوچولو . البته که مامان کمکت میکنه تا دیوار بسازی .


دیوید گیلمور دوباره اون دسته از سولوهای روایت گونش رو اجرا میکنه مثل سولوی اول
Comfortably Numb . حیف که خیلی زمان کمی داره . اما توی کنسرت دیوار فوق العاده اجراش میکنه . من سولوی اجرای زنده دیوار رو آپلود کردم .

David Gilmour Mother


Roger Waters

مامان فکر میکنی اون دختر برای من کافی باشه .

فکر میکنی میتونه به من آسیب بزنه ؟ .

فکر میکنی میخواد پسر کوچولوت رو ازت جدا کنه ؟

مامان. ایا اون قلبم رو میشکنه ؟

.
.
.

راجر واترز : مامان . آیا لازم بود دیوار را اینقدر بلند بسازی .


Hey You

حماسی ترین آهنگی که تا بحال شنیدم . خود کلمه Hey You سنگینی خاصی داره . مانند فضا و تم کلی . من این قطعه رو صدها بار گوش کردم و صدها بار دیگه هم گوش خواهم کرد . چون همیشه نیاز به تلنگر دارم . تا راجر واترز فریاد بزنه و بگه Hey You Don’t tell me Theres no hope at all تا اون سولوی بی نظیر دیوید گیلمور رو گوش کنم تا..........

از همون باری اولی که قطعه رو گوش کردم مدام اون رو روی تکرار میزاشتم . شاید تنها Comfortably numb رو بیشتر از Hey You گوش کرده باشم .


پ .ن : هنگام گوش کردن بهش احساس میکنم دارم روایت میشم .


David Gilmour

هی تو . هی تو که اون بیرون در سرما لحظه به لحظه پیرتر و تنها تر میشی . میتونی من رو احساس کنی ؟

هی تو . که در راهرو ایستاده ای و لبخندی بی روح بر لب داری . میتونی من رو احساس کنی ؟

هی تو . مبادا به آنها در دفن کردن روشنایی کمک کنی . آسان تسلیم مشو .


Roger Waters,David Gilmour,Drum

هی تو . هی تو که آن بیرون در خودت فرو رفته ای و برهنه در کنار تلفن منتظری . مرا لمس میکنی ؟

هی تو .هی تو که گوش به زنگ در مقابل دیوار منتظری تا فراخوانده بشی . مرا لمس میکنی ؟

هی تو . در حمل این سنگها مرا یاری میکنی ؟ .

قلبت را بگشا من در راه خانه ام .


و سولوی سرتاسر احساس انزوا و تنهایی و در عین حال ملتمسانه گیلمور . البته اجرای زنده دیوار هم فوق العاده است اما نسخه اصلی آلبوم چیزی فراتر از همه اجراهاست . فضای وحشتناک و توحشی عمیق توی این سولو وجود داره .
Hey You


Roger Waters

همه اونها رویا پردازی بیش نبود . دیوار بلندتر از آرزوهای ما ساخته شده . مساله تلاش کردن نیست . دیوار نخواهد شکست .


و قویترین اجرای راجر واترز . – البته بهمراه انتهای قطعه سگها – Roger Waters Hey You


هی تو . هی تو. که ایستاده تا همیشه فرمان دیگران را اجرا کنی میتونی من رو یاری کنی .؟

هی تو .آنجا آنسوی دیوار که بطریها را خرد میکنی . میتونی من رو یاری کنی ؟

هی تو نگو هیچ امیدی باقی نمانده . در کنار هم خواهیم ایستاد و جدا سقوط .



۱۳۸۷ اردیبهشت ۹, دوشنبه

Night


پرده ها را به سمت چپ کشید و نور از راست فشاری لذت بخش به چشمانش وارد ساخت .

شب گردی کور آواز آرام بخشی را در خیابان فریاد میزد .

ماهتاب تاریکی شب را محو کرد.


۱۳۸۷ اردیبهشت ۷, شنبه

Wish



تو را دوست دارم , تویی که هرگز وجود نداشته ای ..

سال ها در جستجویت سرزمین رویاهایم را پیمودم.
اما دیر فهمیدم که تو نبودن منی و من بودن تو.

ای کاش اینجا بودی ......

۱۳۸۷ اردیبهشت ۵, پنجشنبه

The End

This is the end
Beautiful friend
This is the end
My only friend, the end

Of our elaborate plans, the end
Of everything that stands, the end
No safety or surprise, the end
Ill never look into your eyes...again

The End Click & Download Sample



۱۳۸۷ اردیبهشت ۳, سه‌شنبه

Blue




Still, marooned
Silence drifting through
Nowhere to choose
Just blue...



David Gilmour Blue Click & Download Sample






In the English language, blue may refer to the feeling of sadness. "He was feeling blue". This is because blue was related to rain, or storms, and in Greek mythology


۱۳۸۷ اردیبهشت ۲, دوشنبه

Today and Tomorrow


امروز بیدار خواهم شد و حسرت هزاران انسان فنا شده دیروز را بر خواهم انگیخت .


فردا شاید چشمانم را نگشایم تا حسرت آرزوهای امروز را برای همیشه به خاک بسپارم .



۱۳۸۷ فروردین ۳۱, شنبه

Deep Forest

Deep Forest گروه موسیقی که در سال 1992 توسط دو موزیسین فرانسوی به نام های Eric Mouquet و Michel Sanchez پایه گذاری شد . هر چند که آنها در زیر شاخه World Music جای میگیرند ولی شکل دیگری از موسیقی را به نام Ethnic Electronica را پیگیری کردند .

گروه یک بار در سال 1993 برای بهترین آلبوم در بخش World Music نامزد شد اما این جایزه را با سه سال تاخیر در سال 1996 با آلبوم Boheme بدست آورد .

10.000.000 عددیست که مقابل فروش آلبوم های گروه تا بحال ثبت شده .بحر حال World Music بر خلاف اسمش آن چنان مخاطب وسیعی ندارد . در زمانی که عده ای بی سواد و بی هنر جامعه با شکل نامتعارف و حرکات سبک و زننده اراجیف خود بافته ای را به نام موسیقی به خورد جامعه مصرف گرا میدهند .

اما به طور حتم کسانی هستند که ارزش موسیقی را درک کنند . هر چند در اقلیت خاموشی با تکه شمعی به سوی تاریکیها در حرکتند .

به این قطعه گوش کنید و از احساسی که در آن موج میزند لذت . و باز هم چند که من هم در اقلیت مطلق و خاموش دنیای بی کران وب قرار دارم و شاید تو هرگز این نوشته را نخوانی .


Deep Forest Click & Download Sample

منبع : ویکی پدیا انگلیسی



۱۳۸۷ فروردین ۳۰, جمعه

Penny Royal Tea


I’m on my time with everyone
I have very bad posture
Sit and drink pennyroyal tea
Distill the life that’s inside of me
Sit and drink pennyroyal tea
I’m anemic royalty


Penny Royal Tea Click & Download Sample


۱۳۸۷ فروردین ۲۹, پنجشنبه

Stranger


آنسوی خیابان غریبه چشمانش را آویزان چشمان من کرده است . نگاهش مرا به سرزمینهایی دور و آشنا میبرد . نوای غمناک آوازش چقدر ساده وجودم را تسخیر میکند .

به یکباره او را خود میبینم و به تماشای خویشتن مینشینم . نمیدانم تصویر خویش را میبینم یا آرمانهای پوسیده ام . چقدر تنها وشکسته ایستاده ام ..

آن غریبه کیست که نگاهش را آویزان نگاه من کرده است . ؟



Where We Start

Where we start is where we end
We step out sweetly, nothing planned
Along by the river we feed bread to the swans
And then over the footbridge to the woods beyond

We walk ourselves weary, you and I
There's just this moment

The day is done
The sun sinks low
We fold up the blanket, it's time to go


David Gilmour